الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )
846
كشكول شيخ بهائى ( فارسى )
غير از او آن را بخواهد زمين به زلزله درخواهد آمد ؛ زلزلهاى عظيم . « بشّار » در آنوقت كه « ابو العتاهيه » به عرض اين ابيات پرداخته ، يكى از حاضرين مجلس بوده ، گفت : از متانت و سلاست آنها امير به خود مىباليد و مىگفت : در مديحه ، قصيده را از اين نشنيدهام و شاعران عصر ، سخن او را سهل ممتنع گفتهاند و به طرز و آيين وى از متقدّمين و متأخّرين كسى سخن نگفته و در خوشگويى و سخنشناسى درجهء عالى يافته ، كلامش وراى كلام ديگران بوده ، الفاظ وحشيه را مدّت العمر استعمال نكرده است . 2109 - كلام حق « اصمعى » گفته : به حضور يكى از اعراب آيهء وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما جَزاءً بِما كَسَبا نَكالًا مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ « 1 » را خواندم . پرسيد : اين كلام كيست ؟ گفتم : كلام حقتعالى است . گفت : نبايد كه كلام حقتعالى باشد . پس مرا آگاهى حاصل شده ، گفتم : « عزيز حكيم » گفت : كلام حق اين است : او را گفتم : تو كه قرآن نخواندهاى ، چگونه دانستى آن كلام حق نبود و اين كلام ، حق است ؟ گفت : اگر حقتعالى ترحّم و مغفرت مىفرمود ، حكم به قطع نمىكرد . 2110 - شرف فقر يكى از حكما گفته : شرف فقر بر غنا اين است كه ، چنانچه نافرمانى حق را از براى غنا كنند ، از براى فقر نكنند . * « محمود ورّاق » اين مضمون را منظوم ساخته : يا عايب الفقر الا تنزجر * عيب الغنى أكثر لو تعتبر إنك تعصي لتنال الغنى * و لست تعصي اللّه كي تفتقر * * * اى كسىكه فقر را عار و ننگ مىشمارى ! آيا نمىدانى كه بدىها و عيوب ثروت و پولدارى بيشتر است ؟ همانا تو بايد از فرمان خدا سرپيچى نمايى تا به ثروت و مكنت برسى ؛ ولى هيچگاه براى فقر و ندارى احتياج به سرپيچى و عصيان نيست .
--> ( 1 ) . سورهء مائده ، آيهء 38 . ( دست مرد و زن دزد را به سزاى كارى كه كردهاند ، به عنوان يك مجازات الهى قطع كنيد ، و خدا توانا و حكيم است . )